تبليغاتX
میتنظیم!
وبلاگ نویسندگان گروه سپیدار!
 

خداحافظی گریه در یک غروبه

خداحافظی رنگ دشت جنوبه

خداحافظی غم توی کوله باره

خداحافظی ناله قطاره

به نظرم خداحافظی همیشه هم گریه در یک غروب نیست. شاید خنده ای برای یک تولد و

یک طلوع دیگه ست.

و صدای خداحافظی همیشه هم ناله قطار نیست، گاهی صدای سوت قطاره که نوید رسیدن

به یک ایستگاه جدید رو میده.

این پستم مثل برنامه پارازیت که با خداحافظی شروع می شه، شد. اما این خداحافظی

من (عطیه) دیگه سلامی در پی نداره.

این آخرین مطلبیه که توی این وبلاگ می نویسم. ارکیده عزیزم بهم گفتی که نه، اما باید

خداحافظی کنم تو خودت به خوبی از پس این وب هم بر میای. امیدوارم همیشه موفق باشی

این پست به خاطر ارکیده عزیزه و به خاطر تمام کسانی که تابه حال مطالب وب رو خوندن.

                                                                                         آرزومند بهترین ها برای شما

                                                                                                          عطیه

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 11:35  توسط برو بچ گروه سپیدار  

 

سلام به همگی

شانزدهمین جلسه کلاس طنز نویسی دیروز برگزار شد. این جلسه مثل بقیه جلسات، یکی از بهترینها بود. سر کلاس نشسته بودیم که دیدیم در باز شد و استاد اسماعیل امینی از استادان ادبیات کشور وارد کلاس شدند.

کاش بودید و می دیدید. ما که توی ۱۵ جلسه گذشته کلاس رو به این ساکتی و آرومی ندیده بودیم.   همه حسابی گوششون به حرفای آقای امینی و آقای ختایی بود. هرکدوم از بچه ها اثری رو که نوشته بودن، می خوندن و مهمان محترم درباره اثر و نکات مثبت و منفی اون صحبت می کردن.

آقای امینی بین صحبتهای زیاد و جذابی که برامون کردن، چند تا نکته مهم درباره طنزنویسی گفتن که چندتا از اونا رو براتون می نویسم. شماهم بخونید:

۱) درطنز نویسی گاهی اوقات بهتره که تعمداْ ساده لوحانه با مسایل برخورد کنیم. آگاهانه برخورد کردن باعث می شه که مسایل خیلی رو بیان بشه.

۲) طنزنویس همیشه باید یک موضوع رو از تمام جهات ببینه و این نوع دیدن، تضادهای قشنگی رو می سازه.

۳) طنزنویس هیچگاه نباید در اثرش، درباره موضوعی داوری کنه.

۴) همواره باید در یک اثر نکات مثبت و منفی رو با هم آورد و فقط نباید رویکرد منفی داشت.

۵) در طنزنویسی نباید از بالا به افراد نگاه کرد. باید از موضع فرد خاطی هم قضیه رو دید. باید نگاه بی طرفانه داشت.

۶) خواندن   خواندن      خواندن     (هرچقدر که مطالعه کنیم باز هم کمه). یکی از مهمترین منابعی که خواندن اون کمک زیادی برای نوشتن می کنه، بوستان و گلستان سعدیه.        چون هم دایره لغاتش وسیعه  و هم تمثیل زیاد داره.

۷) تقویت نگاه تصویری یکی از مهمترین نکاته. دیدن کاریکاتور کمک زیادی به تغییر زاویه دید و نگاه می کنه.

۸) مهمترین نکته این که هدف طنزپرداز خصلتهای بد و نکوهیده انسانهاست، نه خود افراد!

۲نکته دیگه:

در یک متن : ۱- سوژه   ۲- شروع   ۳- زاویه دید   ۴- پرداخت   ۵- پایان

        اگه می خوای چیزی رو به کسی انتقال بدی، همیشه بهش ثابت کن که 

من از تو بیشتر می دونم

بچه ها نظرتون رو درباره بیت زیر که از مولاناست بگین. چی ازش می فهمین؟

رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ

گرد گله توتیای چشم گرگ

تا جلسه ۱۷ خداحافظ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 7:22  توسط برو بچ گروه سپیدار   | 

سلام:.

حال همه بچه های کلاس تنظ(!) که خوب بود! شما چطورید؟ تابستون خوش میگذره؟ به ما که خیلی....!

امروز سه شنبه مورخ ۱۲/۴/۸۶ ! یکی نیست بگه نه بابا ! جون من!

امروز بعد از گذشتن از ۷ خان رستم! نه بابا ۷خان رستم چیه ...یه چیزی بد تر از اون ! بالاخره رسیدیم تو کلاس!( داستان داره!)

وقتی رسیدیم استاد داشت از مشابهات کار بین دکتر (شاید دندانپزشک!) و مکانیک صحبت میکرد ! جالب بود

ولی فک نکنید ما تو کلاس میشینیم فقط میگیم و میخندیم! نه ما خیلی هم جدی میشنیم در مورد مسائل مختلف صحبت میکنیم!( مثلا"!) البته یه کم لبخند هم قاطیش میکنیم که برامون دلچسب باشه. ولی نمیدونم چرا تو کلاس از اول تا آخرش قیافمون اینطوریه!(البته به اینطور خندیدن تو کلاس ما میگن لبخند ملیح!)

بگذریم که حرف زیاده ... ! حالا خارج از جدی بودن بریم سراغ درس امروز...          

              """"چگونه میتوان یک متن رو رادیویی کرد""""

برای رادیویی کرد یه متن باید از جمع های کوچیک خارج بشیم ...

مثلا" : "آقا حکایتی شده این چاله چوله های شهر تهران!" توی این جمله میتونیم شهر تهران رو خط  بزنیم تا از محدوده شهر تهران خارج شویم و به سطح کشور بریم!

حالا  یه متن رادیویی

آقا !/ حکایتی شده این چاله چوله ها/ هر روز مثه چمن

همه جا سبز میشن/ باور کنید تعداد این چاله چوله ها/ از

 تیراژ کتابهای چاپ شده هم داره بیشتر میشه/ فک کنم /

 کم کم باید به فکر اختصاص یکی از روزهای سال/ به

 عنوان روز جهانی چاله باشیم!/ حالا یه آهنگ غیر چاله

 میدونی بشنوید!/0 ( البته این قسمت آخر برگرفته از نمک خودمونه!)

حالا چند تا توصیه برای نوشتن متن رادیویی...

۱- در متن رادیویی باید سعی کنیم جمله ها کوتاه باشد تا زودتر به فعل برسیم تا شنونده دچار سر در گمی نشود.

۲- توی رادیو تا میتونیم باید مثال بیاوریم . چون باعث درک بهتر موضوع میشود...

۳- متن وقتی یک دست باشد تاثیر بیشتری دارد .مثلا" : در یک متن محاوره ای ٬ باید زبان محاوره رعایت شود.

اینم از این....

حالا یه جمله خوشگل تقدیم شما که استاد ختایی بداهه سر کلاس گفتن

"" وقتی خورشید از پشت پنجره میاد تو اتاقت ٬ دنبال چشمای تو میگرده! منتظر توئه ٬ میخواد ترو ببینه.""

اینم از جلسه ۱۵ ....

منتظر جلسه ۱۶ باشید بعدشم جلسه ۱۷  بعدشم ۱۸  بعدشم ....

خدا نگهدارمون باشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:32  توسط برو بچ گروه سپیدار   | 

 

سلام به همگیاعم از طنازان، طنزپردازان، طنزنویسان، طنزخوانان و غیره.

جلسه سیزدهم در تاریخ ۲۹/۰۳/۱۳۸۶ برگزار شد.

همین اول کار بگم که چون این جلسه حاوی مسائل کاملاْ محرمانه بود، از گفتن حدود ۹۹ درصد

 از اتفاقات و اخبار کلاس معذوریم. 

(فقط نوشتیم که بدونین ما هنوز زنده ایم و کلاس برگزار شده)

در این جلسه تعدادی از آثار بچه ها خونده شد.


 دوباره سلام

چهاردهمین جلسه کلاس ۵/۴/۱۳۸۶ برگزار شد و به خیر و خوشی گذشت.

دیروز اولین جلسه ای بود که ما سر وقت از باشگاه اومدیم بیرون و برادر حراستی و از همه مهمتر

جناب سرهنگ عزتی رو حرص ندادیم.

هرچند اگه ما نباشیم انگار تو اون ساختمون بووووووووووووق پاشیدن.

اصل موضوع این جلسه آشنایی پایه ای با رادیویی نویسی بود.

هر برنامه رادیویی از قسمتهای مختلف تشکیل شده که شامل متن، آیتم، موسیقی و

هر چیز قابل پخش دیگه که همه جوره مجوز داشته باشه.

بسته به نوع برنامه و موضوعش باید در نظر گرفت که چه قسمتی بیشترین تایم رو توی

برنامه پر کنه. بعضی برنامه ها متن محور هستن، یعنی متن حرف اول رو می زنه و آیتم و

غیره اهمیت کمتری دارن.

یه متن رادیویی موفق ۳بخش داره: ورود، بدنه متن، خروج

 ( به قول یه نفر: کاشت، داشت، برداشت)

متن باید مخاطب رو جذب کنه، به قول بعضی از دوستان باید شروعش بخوابونه تو گوش

مخاطب (البته نه به این شدت- فقط یه چَکِ کوچولو)

یه مزیت بزرگ رادیو به تلویزیون اگه گفتین چیه؟ البته این غیر از مزایای دیگه ست

یه ذره فکر کنین

خب فک کن دیگه

....

مزایای رادیو زیاده. کدومش رو بگیم براتون

اول اینکه مجبور نیستی بچسبی بهش و جم نخوری که یه دقیقه اش از دستت نپره

دوم تنها صداست که می ماند

سوم چشمات بعد از دوسال، روزی ۲۵ ساعت رادیو گوش کردن نمره اش بیست نمی شه

(البته شاید گوشات بشکن و بالا بنداز بشه و همش شیش و هشت بزنه - قابل توجه رادیو جوان بازها)

چهارمیش اصلاْ به تو ربطی نداره مال خود رادیوئه

بزرگترین امکان رادیویی نویسی  غلو کردن و تَخَیُّله

یه سوال: به نظر شما بقیه مزیتهای رادیو به تلویزیون چیه؟

نمی خواد به ۲۲۰۴۰۰۰۰ یا ۲۲۰۵۰۹۵۲ زنگ بزنید یا توی صندوق صوتی ۴۴۷۲۱۴۱۴ پیغام بذارین.

فقط کامنت بذارین

برای امروز بسه، فقط یه چیز مونده:

رفیق خوب گیرت اومد عزیز جون

اونو نگه دارش با چنگ و دندون

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 9:40  توسط برو بچ گروه سپیدار   |